inaro fekr konam babam yadesh biyad man ke na,, mamnoon az td
ای آقا کار من ازین حرفا گذشته بود
کرم کتابی بودم که فامیل هم از دستم آسایش نداشتن،خونه ی هرکی می رفتیم من یه گوشه می نشستم سرم تو کتاب!
دیگه کتابهای مامان و داداشا و ... که بماند،کلاس پنجم بودم کتاب 3 قطره خون هدایت رو از کتابخونه ی عموی مامانم برداشته بودم
می خوندم، مامانم بیچاره شد تا ازم بگیره، آخرم تا تهشو نخوندم ولش نکردمجوونی و جاهلیه دیگه
There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)
Bookmarks