چه سکوتی دنیا را فرا می گرفت اگر هر کس به اندازه دانش و تجربه اش حرف می زد.
به دنبال خدا نگرد ؛
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ،
لابلای کتاب های کهنه نیست
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد .
آنجا نیست
خدا در دستی است که به یاری می گیری .
در قلبی است که شاد می کنی،
در لبخندی است که به لب می نشانی .
در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته .
در قلبیست که برای تو می تپد
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده.
خدا در قلبی است که شاد میکنی
There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)
Bookmarks