http://thebigview.com/pastlife/
بروید تا
با وارد کردن تاریخ میلادی
تولدتان متوجه شوید که در زندگی قبلی چه جور
آدمی بوده اید!چه تجربیاتی داشته
اید و چه درسهایی را از زندگی قبلی
باید در زندگی جدید به کار
ببندید
http://thebigview.com/pastlife/
بروید تا
با وارد کردن تاریخ میلادی
تولدتان متوجه شوید که در زندگی قبلی چه جور
آدمی بوده اید!چه تجربیاتی داشته
اید و چه درسهایی را از زندگی قبلی
باید در زندگی جدید به کار
ببندید
Reply With Quote
03-14-2010
#1
Your past life diagnosis:
I don't know how you feel about it, but you were female in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern North Europe around the year 1600. Your profession was that of a builder of roads, bridges and docks.
Your brief psychological profile in your past life:
Revolutionary type. You inspired changes in any sphere - politics, business, religion, housekeeping. You could have been a leader.
The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
You are bound to solve problems of pollution of environment, recycling, misuse of raw materials, elimination of radioactivity by all means including psychological methods.
:-s
Reply With Quote
03-14-2010
#2
I don't know how you feel about it, but you were female in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern West Australia around the year 900. Your profession was that of a monk (nun), bee-keeper or lone gunman.
Reply With Quote
03-14-2010
#3
Your past life diagnosis:
I don't know how you feel about it, but you were male in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern Austria around the year 1825. Your profession was that of a warrior, hunter, fisherman or executor of sacrifices.
Your brief psychological profile in your past life:
You always liked to travel and to investigate. You could have been a detective or a spy.
The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
Your lesson is to conquer jealousy and anger in yourself and then in those who will select you as their guide. You should understand that these weaknesses are caused by fear and self-regret.
Do you remember now?
Reply With Quote
03-14-2010
#4
Reply With Quote
03-14-2010
#5
Your past life diagnosis:
I don't know how you feel about it, but you were male in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern Ireland around the year 1800. Your profession was that of a seaman, dealer, businessman or broker.
Your brief psychological profile in your past life:
Bohemian personality, mysterious, highly gifted, capable to understand ancient books. With a magician's abilities, you could have been a servant of dark forces.
The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
Your task is to learn, to love and to trust the universe. You are bound to think, study, reflect, and to develop inner wisdom.
Do you remember now?
Reply With Quote
03-14-2010
#6
Your past life diagnosis: I don't know how you feel about it, but you were male in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern Hungary around the year 1175. Your profession was that of a leader, major or captain. Your brief psychological profile in your past life:
Timid, constrained, quiet person. You had creative talents, which waited until this life to be liberated. Sometimes your environment considered you strange. The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
Your main lesson is to develop magnanimity and a feeling of brotherhood. Try to become less adhered to material property and learn to take only as much, as you can give back.
mersi![]()
Reply With Quote
03-14-2010
#7
من به هیچ کدوم اعتقاد ندارم تا ببینم کدوم میشه..ولی با تناسخ میشه دلیل اینهمه بیعدالتی تو دنیا رو توضیح داد
Last edited by AmitrisAmitris; 03-18-2010 at 10:28 PM.
Reply With Quote
03-14-2010
#8
I don't know how you feel about it, but you were male in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern South New Zealand around the year 1425. Your profession was that of a builder of houses, temples and cathedrals. Your brief psychological profile in your past life:
You had the mind of a scientist, always seeking new explanations. Your environment often misunderstood you, but respected your knowledge. The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
Magic is everywhere around you, even in the most usual, most ordinary situations. Your lesson is to understand this magic and to help other people to see it, too. You are a magician!
man ye maori boodam
Reply With Quote
03-14-2010
#9
Dashtam Sito Vali Alakie
Injoori Harki Hamoon Roozo Salo Mahi Ke Man Be Donya Oomadam Be Donya Oomade Bashe Zendegi Ghablish Ba Man 1ki Mishe :d
Reply With Quote
03-14-2010
#10
Reply With Quote
03-14-2010
#11
I don't know how you feel about it, but you were female in your last earthly incarnation.You were born somewhere in the territory of modern Portugal around the year 400. Your profession was that of a jeweler or watch-maker. Your brief psychological profile in your past life:
Inquisitive, inventive, you liked to get to the very bottom of things and to rummage in books. Talent for drama, natural born actor. The lesson that your last past life brought to your present incarnation:
There is an invisible connection between the material and the spiritual world. Your lesson is to search, find and use this magical bridge.
Reply With Quote
03-14-2010
#12
Reply With Quote
03-15-2010
#13
Reply With Quote
03-15-2010
#14
من خودم در مورد نظریه تناسخ اطلاعات کافی نداشتم به خاطر همین یک متن رو پیدا کردم که این نظریه رو توضیح می ده :
آیا نظریه تناسخ واقعیت دارد؟
بر اساس مکتب پیامبران الهى، با مرگ انسان روح آدمى از بدن جدا شده به عالم برزخ منتقل مى گردد و در آن سرا، به حیات خویش ادامه مى دهد. اگر از نیکان باشد به پاداش اعمال خوب خود در آن عالم متنعم مى¬شود و اگر از بدان باشد به کیفر کارهاى ناپسند خویش مى¬رسد، تا زمانى که قیامت شود.
قضاى الهى بر این تعلق گرفته که روح بشر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز نگردد و زندگى جدیدى را در این جهان آغازنکند، بلکه در برزخ بماند تا قیامت آغاز شده و به سراى جاودان آخرت منتقل شود.
از قرون پیشین در هندوستان نظریه¬اى به نام تناسخ طرح شد که از بازگشت مجدد ارواح به دنیا سخن مى¬گفت. این نظریه با گذشت اعصار، رفته رفته توجه عده زیادى از مردم جهان را به خود جلب کرد، آن را یک امر واقعى پنداشتند و حتى کسانى به عنوان یک عقیده مذهبى به آن دل بستند. در خلال این مدت متمادى دانشمندان بزرگ این مطلب را مورد بحث و انتقاد قرار دادند و چندین دلیل بر بطلان آن اقامه نمودند. تمام ادیان الهی، تناسخ را باطل می دانند.
طرفداران تناسخ معتقدند روح دو گروه به دنیا باز نمى¬گردد. اول آنان که در مسیر سعادت به کمال نهایی رسیده¬اند که پس از مرگ به کمال مطلق نایل مى آیند. اینان کمبودى ندارند تا بخواهند دوباره به دنیا باز گردند و نقایص حیات گذشته خویش را با سعى و عمل جبران کنند. دسته دوم آنان که در حد اعلاى شقاوت قرار دارند اینان نیز به دنیا باز نمى گردند. زیرا در ایام زندگى آنچنان به انحراف گراییده و راه سعادت را به روى خود بسته¬اند که دچارسقوط ابدى گردیده و نمى¬توانند با عود به دنیا، گذشته ننگین خویش را جبران نمایند و به سعادت و کمال (گر چه نسبى و محدود باشد) برسند.
ولى دسته سوم یعنی گروههاى متوسط که بین تکامل یافتگان سعادتمند و ساقط شدگان شقاوتمند هستند، وقتى از دنیا مى¬روند دوباره روحشان به دنیا باز مى¬گردد و به تناسب خلق و خوى متفاوتى که دارند با شکل¬هاى مختلف و گوناگون به دنیا بازگشت می¬کند. از این رو براى هر شکلى نام مخصوصى گذاشته¬اند، اگر به صورت انسان برگردد آن را «نسخ » مى¬نامند و اگر به صورت حیوان عود کند، «مسخ » مى¬گویند و اگر روح انسان در نباتات حلول کند، «فسخ » مى¬نامند واگر روح آدمى به جماد تعلق گیرد «رسخ » مى¬نامند.
باورمندان تناسخ عقیده دارند که در پاره اى از موارد، عود ارواح به دنیا براى جبران نقایص و به منظور استکمال نفس و نیل به مدارج عالى انسانى است. هم چنین مى گویند یکى از علل بازگشت ارواح به دنیا این است که خوبان درزندگى، دوباره از پاداش اخلاق حمیده و اعمال پسنده خویش برخوردار گردند و بدان نیز کیفر خوى ناپسند و رفتارزشت خود را ببینند. چه بسا افرادى که با سجایاى انسانى زیست کرده و عمرشان به پاکى طى شده است اما همواره گرفتار محرومیت هاى گوناگون بوده و دوران حیاتشان با فقر و تنگدستى یا آلام و بیمارى سپرى گردیده است.
اینان در زندگى بعد به پاداش اخلاق پسندیده خود نایل مى شوند و از نعمت رفاه و سلامت جسم برخوردار مى-گردند.
و چه بسیار افرادى که در زندگى پیشین داراى اخلاق زشت و رفتار ناپسند بوده اند و مردم از دست آنان رنجیده¬اند و از انواع نعمت¬ها بهره¬مند بوده¬اند ارواح اینان در زندگى بعد به تناسب اخلاقشان یا در پیکر حیوانات و حشرات تعلق مى گیرد، یا به صورت انسان هاى ناقص، معلول، بیمار و مطرود جامعه باز مى-گردند و در هر صورت گرفتار عذاب روحى و جسمى هستند.
اما اسلام؛ بازگشت ارواح به دنیا براى انجام کارهاى خوب یا گرفتن پاداش و جزا و به دست آوردن شرایط همزیستى با ارواح را قبول نداشته و قرآن صریحا آن را رد مى کند.
در یکی از آیات آمده: گناهکاران بى باک و متجرى تقاضاى حیات دوباره مى¬کنند و مى¬گویند پروردگارا فرمان ده ما را به دنیا باز گردانند شاید کارهاى نیکى را که در گذشته ترک کرده بودیم در حیات آینده انجام دهیم ونقایص پیشین را جبران کنیم، پاسخ داده مى شود نه چنین است، این کارى است ناشدنى و سخنى است بى اساس که گوینده خود مى گوید و به آن ترتیب اثر داده نمى¬شود و از پى مرگ اینان عالم برزخ است تا روزى که قیامت فرا رسد واز قبرها بر انگیخته شوند. (1)
شاید تصور شود که تغییر شکل انسان¬ها در عالم آخرت که در برخی روایات ذکر شده، به عقیده تناسخ شباهت دارد. اما این تصور صحیح نیست، زیرا تغییر شکل انسان هاى فاسد الاخلاق و گناهکار به تناسب ملکات نفسانى آنان یکى از صدها عذاب عالم آخرت است و ربطى به بازگشت به دنیا ندارد، در حالى که به نظر تناسخى¬ها براى قیام قیامت، رسیدگى به حسابها، بهشت و دوزخ و خلاصه ثواب و عقاب عالم آخرت جائی باقى نمى¬ماند، زیرا مى¬گویند اکثریت قریب به اتفاق نوع بشر پیوسته پس از مرگ به دنیا باز مى¬گردند و هر نوبت پاداش یا کیفر اعمال خویش را در همین دنیا مى¬بینند. چنین نظریه اى منافى با اساس تعالیم پیامبران خدا و بر خلاف ضرورت دین مقدس اسلام است و امامان شیعه صریحاً آن را رد کرده¬اند.
مأمون به حضرت رضا علیه السلام عرضه کرد درباره کسانى که قائل به تناسخ¬اند چه مى فرماید؟
حضرت در پاسخ فرمود:« کسى که تناسخ را بپذیرد و به آن عقیده داشته باشد به خداى تعالى کفر آورده و بهشت ودوزخ را غیر واقعى تلقى کرده است». (2)
امام صادق علیه السلام نیز راجع به اهل تناسخ فرموده است: «اینان پنداشته اند که نه بهشت و نه جهنمى است و نه برانگیختن و زنده شدن است. قیامت در نظر آنان عبارت از این است که روح از قالبى بیرون رود و در قالب دیگرى وارد شود. اگر در قالب اول نیکوکار بوده بازگشتن در قالبى برتر و نیکوتر در عالى ترین درجه دنیا خواهد بود و اگر بدکار یانادان بود. در پیکر بعضى از چهار پایان زحمتکش و بار بر که حیاتشان با رنج و زحمت طى مى شود، مستقر مى گردد یا در بدن پرندگان کوچک و بد قیافه اى که شبها پرواز مى کنند و به گورستان ها علاقه و انس دارند جاى مى گیرد». (3 )
مسئله تناسخ وعود ارواح به دنیا نه فقط مخالف مکتب پیامبران الهى و موجب کفر به خدا و نفى معاد و انکار ثواب وعقاب عالم آخرت است بلکه از نظر علمى نیز دانشمندان و فلاسفه آن را مطرود و مردود شناخته و دلایلى بر ابطال آن آورده اند.
صدر المتألهین شیرازى فیلسوف معروف مى گوید: «دانستى که نفس در اولین مرحله تکوین، درجه اش درجه طبیعت است. سپس به تناسب حرکت استکمالى ماده، ترقى مى کند تا از مرز نبات و حیوان بگذرد. بنابراین وقتى نفس درمرحله¬اى از قوه به فعلیت مى¬رسد هر چند آن فعلیت ناچیز باشد محال است دوباره به قوه محض و استعداد صرف برگردد. به علاوه همان طور که قبلا اشاره شد صورت و ماده، شىء واحدى هستند که داراى دو جهت فعل و قوه مى باشند و با هم مسیر حرکت استکمالى را مى پیمایند و در مقابل هر استعداد و قابلیت به فعلیت مخصوصى نایل مى شوند بنابراین محال است روحى که از حد نباتى و حیوانى گذشته به ماده منى و جنین تعلق بگیرد». (4)
یعنی از حالت فعلیت به حالت قوه که بدون هیچ فعلیتی است، باز گردد.
اما بطلان تناسخ از این جهت است که وقتى نفس به تدبیر نطفه اى اشتغال یافت، اگر طبق نظر تناسخى ها نفس دیگرى هم بر آن تعلق گیرد نتیجه آن مى شود که بدن داراى دو روح گردد و این غیر ممکن است؛ زیرا محال است یک چیز داراى دو ذات یعنى دو نفس باشد، چون هر فردى در درون خود فقط یک نفس احساس مى کند بنابراین تناسخ مطلقا ممتنع است.(5)
در قرآن مى فرماید: «کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون ».(6 )
چگونه به خداوند کافر مى¬شوید در حالى که شما اجسام بى روحى بودید و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را مى¬میراند و بار دیگر شما را زنده مى¬کند؛ سپس به سوى او باز مى¬گردید.
این آیه از جمله آیات متعددى است که عقیده به تناسخ را صریحا نفى مى¬کند، مى¬گوید: بعد از مرگ یک حیات بیش نیست و طبعاً این حیات همان زندگى در رستاخیز و قیامت است و به تعبیر دیگر آیه مى¬گوید: شما مجموعا دو حیات و مرگ داشته و دارید نخست مرده بودید (در عالم موجودات بى جان قرار داشتید) خداوند شما را زنده کرد (که مربوط به عالم برزخ است) سپس مى¬میراند و بار دیگر زنده مى¬کند (که قیامت است) . حال اگر تناسخ صحیح بود، تعداد حیات و مرگ انسان بیش از دو حیات و مرگ بود، بنابراین عقیده به تناسخ که گاهى نام آن را تغییر داده «عود ارواح » مى نامند از نظر قرآن باطل و بى اساس است. (7)
عموم فرقه¬های اسلامى در این عقیده متفقند که روح پس از پایان این زندگى به بدن دیگرى در این جهان باز نمى گردد و دانشمندان شیعه و سنى با صراحت تمام عقده تناسخ را که یکى از خرافات ادیان باستانى «هند» است محکوم ساخته¬اند. تنها دسته کوچکى در این میان «تناسخیه » بودند که از این عقیده طرفدارى مى¬کردند و امروزه وجود ندارند منشأ این عقیده هندوها و چیزهائی است که عرب از فلسفه آن¬ها اقتباس کرده اند. این عقیده بیشتر در میان اقوامى طرفدار داشته که به رستاخیز و معاد آن چنان که ما ایمان داریم و قرآن تشریح مى کند، معتقد نبوده اند.(8)
دانشمندان و مورخان معتقدند زادگاه اصلى این عقیده کشور هند و چین بوده و ریشه آن در ادیان باستانى آنها وجودداشته و هم اکنون نیز موجود است . سپس از آنجا به میان اقوام و ملل دیگر نفوذ نموده است و به گفته شهرستانى نویسنده ملل و نحل این عقیده در غالب اقوام کم و بیش رخنه کرده است. احترامى که هم اکنون هندوها براى حیوانات قائل هستند تا حدودى مربوط به همین عقیده است . (9)
پینوشتها:
1 .سفینة البحار، ماده نسخ .
2 .احتجاج طبرسى، ج 2، ص 89.
3 .مومنون(23) آیه 100.
4. شواهد الربوبیه، ص161.
5 . مبدء و معاد، ص 238اقتباس از معاد؛ گفتار فلسفى، ج 1، ص 263 تا 280 به اختصار.
6 . بقره (2) آیه 28.
7 . تفسیر نمونه، ج 1، ص 164 به اختصار.
8 . ناصر مکارم، عود ارواح، ص 46.
9 . ناصر مکارم، عود ارواح، ص 12.
Reply With Quote
03-15-2010
#15
There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)
Bookmarks