• Login:
  • Register Forgot Username/Password
+ Reply to Thread
Results 1 to 12 of 12


  1. نظر شما در مورد این پست Yes | No

    جعبه عبادت ....!؟!؟!













    دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛
    فریب می‌فروخت.
    مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
    توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و جنایت ،‌ جاه‌طلبی و ...
    هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد.
    بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را.
    بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.

    شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد.
    دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
    انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،
    ‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم.

    نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد. می‌بینی!
    آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.

    جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌:
    البته تو با اینها فرق می‌كنی.
    تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد.
    اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.

    از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه حرف بزند و
    او هی گفت و گفت و گفت.
    ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ی عبادت افتاد
    كه لا به لای چیز‌های دیگر بود
    دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
    با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد.
    بگذار یك بار هم او فریب بخورد.
    به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم.
    توی آن اما جز غرور چیزی نبود.
    جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.
    فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود!
    فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
    تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم.
    می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم.
    عبادت دروغی‌اش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگیرم.
    به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.

    آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌
    بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم،

    صدای قلبم را
    و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.
    به شكرانه ی قلبی كه پیدا شده بود.
    ======================
    پیشاپیش رسیدن سال نو را به تمامی دوستان
    تبریک میگویم ..



    Last edited by RPmcmorfi; 03-12-2010 at 02:46 PM.
    Reply With Quote Reply With Quote #1  



  2. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    bah bah ,besyar ziba mamnoon mohammade aziz
    Reply With Quote Reply With Quote #2  



  3. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    Mamnoon Mohammad jan
    kheyli ghashang bood

    Manam sale no ro be to va hameye doostan tabrik migam


    Reply With Quote Reply With Quote #3  



  4. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    mamnoon dastane takan dahandehee bood dastet dard nakone,,,,,,,,
    Reply With Quote Reply With Quote #4  



  5. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    جالب بود ممنون.
    سال نو شما هم مبارک باشه
    Reply With Quote Reply With Quote #5  



  6. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    ....................
    Reply With Quote Reply With Quote #6  



  7. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    mamnoon khili ziba bood
    Reply With Quote Reply With Quote #7  



  8. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    merci az shoma
    Reply With Quote Reply With Quote #8  



  9. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    ....................
    Reply With Quote Reply With Quote #9  



  10. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    kheli ziba bood merci
    eyde hame mobarak :X
    Reply With Quote Reply With Quote #10  



  11. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    ....................
    Reply With Quote Reply With Quote #11  



  12. نظر شما در مورد این پست Yes | No
    mer30 binazir bod, dostam
    Reply With Quote Reply With Quote #12  


 

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

     

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts